تبليغاتX
هزارو یک روز دانشگاه

هزارو یک روز دانشگاه

اتفاقات روزمره

دنيا دو روز است . يك روز براي تو و يك روز عليه تو ، روزي كه براي توست مغرور نشو و روزي كه عليه توست ، مايوس نشو.
.......................................................
به دنبال انچه داريد باشيد
نه انچه ديگران دارند
چون ديگران به دنبال انچه شما داريد هستند
.......................................
نه خوش بين ، نه بدبين باشيد . واقع بين باشيد
........................................................
سعي نكن انسان موفقي باشي ! سعي كن انسان با ارزشي باشي
.................................................................................................
موفقيت دراين نيست كه اشتباه نكني ؛ بلكه در اين است كه اشتباهي را دوباره تكرار نكني
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 13:56  توسط خودم  | 

سئوال کنکور سراسری سال ۸۵ استان آذربایجان غربی :

انرژی هسته ای حق مسلم .................

۱) ماست     ۲) دوغ      ۳) شیر     ۴) پنیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 13:51  توسط خودم  | 

ايرانيها را به چهار طريق مي توان شناخت :

۱- زير شلواري راه راه آبي دارند

۲- وقتي بستي ليواني را باز مي كنند درش را ليس ميزنند

 ۳- هر بار كه يك قلوپ نوشابه ميخورند به شيشه نگاه مي كنند

۴- تو چهارچوب در وا مي ايستند و ميگند بفرماييد تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 13:44  توسط خودم  | 

ميترا

   چهره زيباي ميترا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 21:15  توسط خودم  | 

تو کلاس جامعه شناسی نشسته بودیم

استاد مشغول لالایی خوندن ودانشجویان تو خواب که یه دفعه

صدای جیغ یه دختره رشته افکار استادو رشته خوابمونو جر دادو کل کلاس از خواب پریدند .با پیگیری های استاد ودانشجویان معلوم شد که

(از زبان دختره):من دیشب سرما خورده بودم ونتونستم بخوابم والان یه لحظه خوابم برد و یه کابوس دیدم.

استاد:حالا چی دیدی؟

دختره:یه گربه افتاد رو سرم(معلوم نبود که راست میگه که گربه بود یا...........)

استاد پی تعبیر خواب برآمد وگفت:چه رنگی بود؟

دختره:سیاه

با گفتن کلمه سیاه کل کلاس با گفتن وااااااااااااااااااااای با اون همدردی کردند و از اینجا به بعد دانشجویان هم به کمک استاد در پی تعبیر خواب برآمدند.یکی میگفت :کارت تمومه .یکی میگفت:درموقع سقوط گربه شما در چه مقعیتی بودید؟ ایستاده نشسته ویا خوابیدههههههههه و.................... خلاصه کلاس تا دقایقی به کلاس تعبیر خواب تبدیل شد وبعداز اون استاد هم به درس دادنش ادامه داد وهمه دوباره به خواب رفتند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:20  توسط خودم  | 

< خبر فوری >

یه اتفاق جالب تا چند لحظه دیگه!!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 9:47  توسط خودم  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 10:41  توسط خودم  |